مردقصه های من

تو هنوز هم درخاطراتم بوی خوش آشنایی می دهی.بوی تلخ عطر قهوه در کافه های خیابان ولیعصر.بوی کتاب و شعر.بوی خوش آشنایی.تو هنوز هم برای من تداعی یک حس زیبایی مثل اولین روز و آن سیب سرخ.ای مرد قصه های من هنوز هم از غصه های دلت،تب میکنم.داغ میشوم و شاید طعم اولین بوسه باشی برلبانم جاری.تو هنوز هم بوی خوش آشنایی می دهی.بوی تلخ قهوه به ساعت دلواپسی.بوی سیب و نارنج.حتی بوی کافور هم خیالت را از این مرده جدا نکرد.تو هنوزهم در خاطراتم زیبایی.

/ 3 نظر / 48 بازدید
عامر

سلام دوست من وبلاک زیبایی داری خوشحال میشم به منم سربزنی ونظرتو بگی

مجی

حس خوب و تلخ با هم. به قول فرهاد مثل عطر خوش کُندر